اجتماعی

خودباوری پایان اسطوره سازی

پیام دریابی - مدیریت سایت روزپرتال

به این جملات دقت کنید:

“استاد شما مایه فخر ایران هستین”

“خداوندگار موسیقی”

“استاد دیدار شما بزرگترین افتخار زندگی من بود”

” از اینکه با شما در زیر یک سقف نفس میکشم به خود می بالم”

“استاد نبودنت رو چگونه جبران کنیم.”

“استاد لحظه ای که چشمم به چشمان شما افتاد از خدا پرسیدم چه کاری در زندگی کردم که این شانس نصیب من شده است” ………….

اینها، جملات آشنایی است که ما روزانه و در موقعیتهای مختلف، از زبان افراد مختلف میشنویم و یا در شبکه های اجتماعی می خوانیم. این روزها نیز با توسعه شبکه های اجتماعی، در هنگام مرگ و سالروز تولد افراد مشهور از جمله بازیگران، خواننده ها و ….، رقابت بین افراد برای استفاده از این نوع جملات مبالغه آمیز به منظور نشان دادن علاقه، میزان نزدیکی و ارادتمندیشان به شخص مورد نظر شدت بیشتری هم گرفته است . جالب آنجاست که بعضی از این افراد آنچنان دست به تمجید بر میدارند که اگر به سن و سابقه شغلی آنها نگاه شود، هیچ ارتباطی بین دو مورد پیدا نمی شود!! اما سوال اینجاست چرا ما ایرانیان علاقه خاصی به اغراق، اسطوره سازی و بت سازی از شخصیت های مختلف داریم و چگونه این رفتار اغراق آمیز و گاهی آزار دهنده،  در تمامی اقشار جامعه رسوخ کرده است؟

جامعه ایران، جامعه ای دین محور میباشد و انسانها در آموزه های دینی به پیروی کردن بی چون چرا، سوق داده میشوند. این نگاه در طول تاریخ باعث شده که ایرانیان بدون تفکر و تعقل، راه حل مشکلات خود را در پیروی از آموزه ها و رهبران دینی بدانند. به مرور زمان این رفتار در دیگر ابعاد زندگی اجتماعی ایرانیان نیز رسوخ کرد و آنها را تبدیل به افرادی دنباله رویی کرد که راه زندگی و موفقیت را در پیروی کورکورانه از اندیشه و تفکر افراد صاحب نام می بینند. و در شرایطی که دسترسی به یک منجی و یا رهبر برای ایرانیان وجود نداشته باشد آنها اقدام به خلق چنین افرادی می کنند. خلق اسطوره به خودی خود مانند آنچه که در شاهنامه می بینیم امری اجتناب ناپذیر بوده که در تمام جوامع اتفاق میفتد.  تاثیر سوء چنین پدیده ای زمانی رخ می دهد که به این افراد و اسطوره ها جایگاه ویژه ای داده شود که راه هرگونه نقدی بر آنها بسته شود و این گونه افراد، همیشه انتظار پرستش از دیگران را داشته باشند و دیگر حاضر نباشند که از جایگاه کاذبی که برای آنها ساخته شده ذره ای افول کنند. نمونه هایی از اینگونه رفتارها را بارها و بارها در شبکه های اجتماعی مشاهده کرده ایم، زمانی که افراد با به اشتراک گذاشتن جملاتی و اختصاص دادن آنها به شخصیتهایی مانند شریعتی، پروفسور سمیعی و… آگاهانه و ناآگاهانه این افراد را در موقعیت برتراجتماعی قرار می دهند. اسطوره سازی و لقب پروری های اینچنینی در تاریخ ما کم نیستند: کوروش کبیر، رضا شاه کبیر، امام خمینی، سردار سازندگی ،سردار دیپلماسی ، شاه ماهی موسیقی ایران، آقای صدا و….. لقبهایی که در بسیاری موارد برای تقدس بخشیدن و یا بزرگنمایی آنچه که در اصل انجام وظیفه ای بیش نبوده، به افراد داده شده است.

شاید بتوان گفت علاوه بر پیشینه های تاریخی، شیعه بودن ما ایرانیان نیز مزید بر علت شده است. شاهد این ادعا نیز تعداد امامزاده های موجود در ایران می باشد. ما ایرانیان شیعه، امامزاده می سازیم و هر هفته به زیارتش می رویم و از کرامات و معجزات آقا امامزاده ابراهیم و بیژن و … می گوییم! غافل از این که حتی قرآن کتاب الهی مسلمانان نیز، معجزه را در انحصار پیامبران می داند و معجزاتی که ما شیعیان از مالاندن خودمان به ضریح این امام و آن امامزاده دنبالشان هستیم، در قرآن نکوهش شده است. « ایّاک نعبد و ایّاک نستعین »  بدین معناست که  «فقط و فقط تو را می پرستیم و از تو مدد میجوییم»!  هر نمازگزار هر روز ۱۰ بار به الله می گوید که « تنها از تو کمک می جوییم »، اما در آخر به سراغ امام و امامزاده برای شفا و حاجت میرود.



کسی که شخصیتی را اسطوره می کند، همیشه در پی محدود کردن افکار خود در راستای حمایت از شخص اسطوره می باشد و در این میان منطق و خود باوری جایگاه های خود را از دست می دهند. به نظر نگارنده یکی از مهمترین عللی که باعث شده است که ایرانیان به این نوع رفتار تمایل پیدا کنند، عدم خودباوری به توانایی ها و دستاوردهای خود و بزرگنمایی دستاوردهای دیگران است. گاهی این عدم خود باوری با داستانهای غیر واقعی موفقیت دیگران که روزمره بصورت فیلم ، مقاله و یا کتاب نیز می خوانیم تشدید می شود. فراموش نکنیم که باید هنگام شنیدن داستانهای موفقیت دیگران احتیاط به خرج بدهیم. چون آنها به گونه ای داستانهای موفقیت خود را تعریف میکنند که هرچه بیشتر قهرمان به نظر برسند، ولی هرگز ازعوامل محیطی که باعث موفقیتشان شده است یادی نمی کنند. زندگی روزمره یک چالش بزرگ است. هر ایرانی و یا هرکسی که بتواند با وجود مشکلات بغرنجی که در حال حاضر بر روی زندگی انسانها سایه انداخته است، همچنان راهی برای زندگی کردن پیدا کند یک قهرمان و قابل ستایش است. پس سعی کنیم خود تنها ناجی، اسطوره و قهرمان زندگیمان باشیم.

منبع: روزپرتال

تاریخ چاپ : 15-01-1398

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + نه =

بستن