سیاسی

موضوع خاشقجی ایران را به اشتباه نیندازد

صادق ملکی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: باید توجه داشت گرایش اخوانی خاشقجی اگرچه عامل مهم حساسیت ترکیه در ارتباط با این ناراضی سعودی است اما نباید در ایران چندان با فضاسازی های رسانه ها و محافل سیاسی ترکیه در مورد خاشقجی همراه شد.

 اخبار مربوط به قتل و یا مفقودالاثر شدن جمال خاشقجی، فعال و روزنامه نگار مخالف بن سلمان در روزهای اخیر مورد توجه خاص رسانه های جهانی به ویژه ترکیه و ایران بوده است. خاشقجی برای امور کنسولی وارد کنسولگری عربستان در استانبول شده بود و این به ورودی بدون بازگشت منتهی شده است. داستان خاشقجی از جمله داستان های هزاران فعال سیاسی است که قربانی قتل های پیچیده و چند وجهی سیاسی شده و چون سرویس ها و دولت ها غالبا پشت سر این قبیل قتل ها هستند، عملا پس از چندی ماجرا و اخبار آنها مشمول مرور زمان شده به فراموشی سپرده می شود. در خاورمیانه، استانبول به همراه بیروت در عین حال که  شهری هزار چهره اند، بهشت سرویس های جاسوسی هم هستند که از گذشته محل تصفیه حساب های سیاسی و امنیتی بوده اند. تفاوت حادثه رخ داده برای خاشقجی در غیر حرفه ای بودن عمل حذف وی بوده است. در حالی که تمامی دولت ها و سرویس ها برای حذف مخالفان خود از پوشش های مختلف سود جسته و معمولا در اقدامات خود سعی می کنند کمترین رد پایی از خود بر جای نگذارند، سعودی ها از بدترین روش برای حذف خاشقجی استفاده کرده اند. شاید هم این  نوع عملکرد سعودی ها، نه به علت غیرحرفه ای بودن آنها، بلکه به علت قدرت نمایی و به رخ کشیدن قدرت مانورشان بوده است.

باید توجه داشت گرایش اخوانی خاشقجی اگرچه عامل مهم حساسیت ترکیه در ارتباط با این ناراضی سعودی است اما نباید در ایران چندان با فضاسازی های رسانه ها و محافل سیاسی ترکیه در مورد خاشقجی همراه شد. جنس مانور آنکارا روی خاشقجی با  جنس همراهی ایران تفاوت دارد و این حساسیت ها برای ترکیه می تواند موضوعی قابل معامله شود. نگاهی به تاریخ معاصر ترکیه نشان می دهد که ترک ها خود استاد قتل های فاعل مجهول بوده و هستند. اگر قرار باشد در جهان مرجعی به این قتل های سیاسی و امنیتی رسیدگی کند، لیست آنکارا می تواند بلندترین فهرست قتل ها و اقدامات فاعل مجهول باشد. قتل های سیاسی و امنیتی اگرچه امری مضموم و محکوم است اما کیست که نداند قتل و حذف ناراضیان و مخالفان در جهان، خصوصا در خاورمیانه شیوه و امری مسبوق به سابقه بوده و پس از این نیز خواهد بود.

بن سلمان با قتل خاشقچی نشان داد که علیرغم تمرکز بر توسعه و مدرنیته با فرهنگ حامل توسعه فاصله زیادی دارد و باید از این زاویه نیز دچار تغییر شود. دلارهای نفتی سعودی ها شاید بتواند برای مدتی  قتل قاشقجی را به حاشیه براند و سبب زدن مهر سکوت، اهمال و یا معامله  بر سر آن شود اما این راهی نیست که بتوان با آن کشورداری کرد. دراین میان ریاض باید از آنکارا بیاموزد که چقدر توانسته است در سایه دموکراسی از قتل های سیاسی و فاعل مجهول فاصله بگیرد. امروز ترکیه با تمرین دموکراسی، نمره ای نسبتا قابل قبول می تواند در میان کشورهای خاورمیانه دریافت کند.

می دانیم قوانین کنسولی بر خواسته از کنوانسیون وین دولت ها را موظف به حمایت از شهروندان خود در اقصا نقاط جهان کرده و سفارت ها و کنسولگری ها ماوای مورد اعتماد اتباع کشورهاست. ریاض با قتل یا مفقودالاثر کردن خاشقجی آن هم در کنسولگری خود در استانبول نه ضربه به اتباع خود بلکه صدمه به اصل اعتماد عمومی زده و جهان را با شوکی مواجهه کرد که تاکنون کمتر نمونه ای از آن دیده شده است. با این وجود هیچ کس برای خاشقجی به عزا نخواهد نشست و آنچه را ما در قالب واکنش ها و اخبار می بینیم بیشتر به جهت بهره برداری سیاسی دولت ها از یک حادثه تلخ است. در همین جا باید به تهران توجه داد که اشتباهی که در مورد مرسی مرتکب شد، در مورد خاشقجی تکرار نکند و با نگاه عمیق تری بازی های سیاسی و امنیتی در فضای متشنج منطقه را درک کند.

نکته آن که دیر یا زود خاشقجی از دستور محافل سیاسی و رسانه ای خارج خواهد شد اما چگونگی روابط تهران و ریاض موضوع همیشگی دستور جلسه منطقه و جهان است. ایران و عربستان به جای ایجاد فرصت برای نسخه پیچی در مورد خود به دیگران، باید  خودشان و هر یک دیگری را دستور جلسه خویش در سیاست و رویکردی ایجابی کنند. تهران و ریاض راهی جز صلح با یکدیگر با شناسایی و احترام به منافع متقابل نداشته و دیر یا زود به آن تن خواهند داد. کاش نگذاریم دیرتر شود.

منبع: دیپلماسی ایرانی

تاریخ چاپ : 19-07-1397

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 4 =

بستن