سیاسی

آقای روحانی نطق‌تان خوب بود اما دلار شد 19 هزار تومان!

سیدعلیرضا کریمی

منصفانه باید گفت که نطق رئیس‌جمهور حسن روحانی در سازمان ملل خوب بود اما اینکه مفید باشد یا خیر، محل تامل است. آری؛ اکنون که درحال قلمی کردن این خطوط هستم سکه وارد کانال پنج میلیون شده است و دلار 19 هزار تومان؛ مشخص نیست که تا پایان نگارش این وجیزه وارد کانال بالاتر نشده باشد. فلذا باید سوگمندانه گفت همان طور که امروز در گزارش گروه سیاسی روزنامه ذکر شده اظهارات رئیس دولت در سازمان ملل، سیاسیون و مقامات و حتی دیپلمات‌های خارجی غیرمتخاصم را اغنا نمود اما مردم خودمان را چطور؟ این ابهام را به سادگی در فعل و لسان جامعه می‌توان فهمید. در فاز زبانی وقتی به اطرافیان تاکید کردم الحق حسن روحانی نطقی در قامت و شان مردم ایران ایراد کرد و باید به نویسنده این نطق تبریک گفت غالبا واکنش‌ها این بود: «خب که چه؟!»، «چه فرقی در قیمت گوجه دارد؟»، «عمو! دلار داره میشه 20 تومن…. کجای کاری؟!»، «دلت خوش است بابا» و …
در فاز عملی هم دیروز حدود ساعت ده صبح وقتی از حوالی چهارراه استانبول و سبزه‌میدان گذشتم پیاده‌روها مملو از مردم عادی‌ای بود که برای خرید دلار دست به دامان دلال‌های خندان و خوشحال شده بودند. حتما می‌دانید خرید و فروش ارز در این مناطق حدودا از ساعت 11 صبح آغاز می‌شود. بنابراین عوام از ساعت‌ها قبل آن حوالی چنبره زده بودند تا هر چه دارایی دارند تبدیل به ارز کنند و داخل بالش‌های خود پنهان نمایند.
یکی از دوستان که با من اتفاق نظر داشت حرف درستی گفت. او معتقد بود روحانی حرف‌های خوبی زد اما به فعل می‌رسد؟ اینکه از بام تا شام و از شام تا بام بگوییم چقدر واژه‌های به کار رفته در نطق رئیس‌جمهور زیبا و دلنشین بود برای مردم رب 25 هزار تومانی نمی‌شود. ازسوی دیگر، اینکه تلویزیون مدام گزارش و تحلیل برود که مدعوین به بخشی از نطق رئیس‌جمهور آمریکا خندیدند برای جامعه پوشک 85 هزار تومانی نمی‌شود. پس تکلیف چیست؟ قطعا علم نوین اقتصاد برای این گره اقتصادی برنامه دارد.
از نگاه منِ رسانه‌ای آنچه بیش از پیش اینگونه بازارها را آشفته کرده یک فضای روانی مهلک و خطرناک است. یعنی قطعا قیمت واقعی ارز و سکه این نیست و محصول یک جو است.
متاسفانه ناچارم اذعان نمایم که «ما» تاوان رفتارهایی را می‌دهیم که در سال‌های گذشته اعتماد و اطمینان مردم را از بین برده است. «ما» درحال برداشت محصولی هستیم که سال‌هاست کاشته شده و اکنون حسابی به بار نشسته است. تا جایی که مردم‌مان به نطق فاخر رئیس‌جمهور خودمان توجه نکردند اما واژه به واژه نطق دیگران را جدی گرفتند.
این جو روانی که ایجاد شده باید شکسته شود. چه طور و چگونه‌اش بارها گفته شده است اما کمافی‌السابق گوش شنوایی نیست. ای کاش بالاخره گوشی بشنود صدای خرد شدن استخوان‌های مردم عادی را زیر بار گرانی.
آن دسته از افرادی که حقوق به دلار می‌گیرند و ریال خرج می‌کنند خیالی ندارند. من برای پدری نگران و مغمومم که این روزها شرمنده اهل و عیال خود است

منبع: آفتاب یزد

تاریخ چاپ : 05-07-1397

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − یازده =

بستن