اجتماعی

پدیده آقازاده های پابرهنه!

در روزهای اخیر بعضی از مسئولین در رده‌های مختلف کشوری اعم از وزراء، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و... در فضای مجازی به کمپین «فرزندتان کجاست» پیوسته و پاسخ گفتند. صرفنظر از تحلیل در پیرامون اینگونه سوالات که به قصد شفاف‌‌سازی در مورد شغل و محل زندگی آقازاده‌ها صورت پذیرفته است، سکوت معنادار برخی از مسئولان که در واقع مخاطب کمپین می‌باشند و همچنین پاسخ عده دیگر از آنان تامل برانگیز به‌نظر می‌رسد. اما این نوشتار قصد ندارد به مباحث مرتبط از جمله «راست‌آزمایی» اظهارات افراد پاسخگو و... ورود پیدا کند. زیرا از قدیم گفته‌اند که عادل ترین قاضی «زمان» است و صد البته هرگونه توهین به شعور اجتماعی مردم قابل بخشش نیست.

مع الوصف مطلب حاضر بر همین مبنا و با فرض صحت پاسخ‌های ارائه شده به کمپین قلمی شده است….
درهرحال شرح حال توصیفی درمورد آقازاده هایی که تابه امروز اسم ورسم شان مشخص شده حکایت از آن دارد که آنان بیشتر به فقیرزاده ها شباهت دارند فلذا شایسته است دستگاه ها و سازمان‌های ذی‌ربط با سبدهای حمایتی بهیاری شان بشتابند!این نورچشمی ها از امتیازات خاص آقازادگی هیچ‌گونه نصیب وبهره‌ای عایدشان نگشته وتنها به توانمندی‌های خود متکی هستند.علی الظاهر ریگی به کفش ندارند و موضوع اشتغالشان نیز تا حدودی شفاف است. از همین روست که می‌توان گفت درحال حاضر، پدیده و ادبیات جدیدی در عرصه آقازادگی با عنوان «آقازاده های پابرهنه» در فرهنگ محاوره‌ای کشورمان به منصه ظهور رسیده است. از باب مثال و ذکرمصادیق، عده‌ای از آنان کارگری را پیشه خود کرده و از صبح علی‌الطلوع با حضور در میادین تجمع کارگران در گوشه‌ای کز کرده و منتظرند کارفرمایی از راه برسد وآنها را بر سرکار برد. تعداد دیگری با کار و فعالیت درکارخانجات و شرکت‌های خصوصی به شکوفایی اقتصاد پریشان احوال کشورمان کمک می‌کنند و آن دیگری برای کسب روزی حلال آواره کوه و دشت و بیابان شده و به شغل شریف چوپانی مشغول بوده و از کدیمین و عرق جبین نان می‌خورد و البته بعضی‌هایشان نیز بیکار بوده و از سفره بخشنده و جیب مبارک پدر متنعم اند…. و قس علی هذا. با این وصف آیا سزاوار نیست با این طیف از آقازاده‌ها ابراز همدردی کنیم؟! آخر می‌دانید، خیلی زجرآور است دیگران مصائب و مشکلات آدمی را ببینند اما قدمی برای حل آن برندارند و یا لااقل ابراز همدردی نکنند.


بیشتر بخوانید:


در اینجا بیشتر روی سخنم، با آقازاده چوپانی هست که هدایت گله‌ای احشام را برعهده دارد. به خدمت ایشان عارضم که فدای آن صفای وجود نازنین و نغمه‌ها و آوازهای دلنشین‌ات که در دشت و دمن طنین انداز می‌شود. مسئولیت سنگینی بردوش شما نهاده شده است. هنگام چرانیدن گله هایت بیشتر مراقبت کن مبادا این چهار پایان ذی قیمت که گویی قصد دارند دراین وضعیت پرتلاطم اقتصادی وگرانی گوی سبقت را از دلار و سکه بربایند، زیاده طلبی کرده و چونان اختلاس گرانی که بر بیت المال می تازند و به یغما می‌برند، به مراتع ملی یورش برده و آنرا تخریب سازند.هریک از آنها که تخطی و تعدی کند، چنان با چماقت برسرش بکوب که مدهوش افتد.این زبان بسته ها قابل اعتماد و مستحق ترحم نیست چراکه بانرخ ریا ل از آخور می‌خورند اما محصولات و
فرآورده های مختلفشان بانرخ دلار تنظیم شده و با قیمت گزاف بدست مصرف کننده می‌رسد و شاید هم این نوع حس مسئولیت پذیری شما دستمایه ای باشد برای سازمان‌های ذی ربط که از وقوع اختلاس ها و رانت خواری ها بنحو مطلوب پیشگیری بعمل آورند!

نکته مهم دیگراینکه مقایسه آقازاده‌های بیکار با فقیرزاده های بیکار یک قیاس مع الفارق است. بی شک آقازاده های بیکار هرگز دغدغه نان ندارند وکسی چه میداند شایدهم شغل شریف آقازادگی را برای خودبرگزیده اند… اماخیل عظیم بیکاران اقشار آسیب پذیر و سایر لایه‌های مختلف اجتماعی درگرداب مشکلات و تنگناهای معیشتی گرفتارند و پنجه‌های سهمگین هیولای مرگ گلویشان را به شدت می‌فشارد. تحلیل وتاملی کوتاه پیرامون آمار اسفناک معتادان و بزهکاران اجتماعی،زنان مطلقه با سن کمتر از پانزده سال، سرقت،کودکان کار و ده‌ها ناهنجاری ومعضلات مبتلابه درمناطق فقیرنشین و محروم شهرها وروستاها که اغلب از فقر و بیکاری نشات می‌گیرند، موید این مدعاست.

و سخن آخر اینکه بطور یقین با پیوستن به این کمپین و تکمیل ظرفیت آن از طریق استقبال صادقانه مسئولین موردنظر و سپس طبقه‌بندی پاسخ‌ها می‌توان دستاوردهای مفیدی را کسب کرد.
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
راستی،اگر ازمحل های توزیع مرغ وگوشت منجمد و ارزان قیمت سراغ دارید برای ماکارمندان و پابرهنگان که قدرت خریدمان به شدت کاهش یافته اطلاع رسانی فرمایید. البته بنده همچنان معتقدم که آقازاده های پابرهنه باید در اولویت باشند.

منبع: آفتاب یزد

تاریخ چاپ : 05-06-1397

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − بیست =

بستن