اقتصادی

ایران در صف دلار؛ چرا؟

بعد از افزایش نرخ دلار در تعطیلات نوروزی به ۵۲۰۰ تومان و سپس کاهش نرخ تا حدود ۵۰۰۰ تومان در روزهای اول کاری ۱۳۹۷، هیچکس پیش بینی نمی کرد ناگهان در کمتر از چهار روز بازار دلار این چنین آشفته شده و روند رشد قیمتها به صورت ساعتی و لحظه ای درآید. اما به راستی چه عواملی بازار را اینچنین متلاطم کرده است؟

قیمت هر کالا در بازار بر اساس عرضه و تقاضا برای آن تعیین می شود و به نظر می رسد افزایش انتظارات تورمی جامعه ناشی از ریسک سیاسی و اقتصادی خروج احتمالی قریب الوقوع آمریکا از برجام، تلاش برای تبدیل پول داخلی به ارز برای حفظ سرمایه و یا خروج احتمالی سرمایه از کشور توسط مردم و برخی نهادهای حکومتی و نهایتا کسب سود از نوسانات توسط سوداگران بازار، مهمترین عواملی هستند که موجب تحریک شدید تقاضا برای ارزهای خارجی و به ویژه دلار و یورو شده اند.

از طرف دیگر عرضه ارزهای خارجی عمدتا در انحصار بانک مرکزی و برخی شرکتهای شبه دولتی یا وابسته به نهادهای حکومتی است که به نظر می رسد بروز اختلافات جدی سیاسی بین دولت و برخی نهادهای نظامی، مشکل انتقال اسکناس ارز ناشی از فروش نفت از مبادی مانند دوبی و اربیل به دلیل سیاستهای آمریکا و برخی کشورهای منطقه برای فشار بیشتر سیاسی بر ایران و احتیاط دولت در عرضه ارز و سعی در حفظ ذخایر ارزی به منظور آمادگی جهت برخورد با عواقب خروج آمریکا از برجام در ماه آینده و از بین بردن نظام توزیع و شفافیت در تعیین قیمت در بازار با برخورد امنیتی با فعالان بازار در اواخر سال قبل، مهمترین عواملی هستند که موجب کاهش عرضه ارزهای خارجی در بازار گشته اند.

ایجاد جو پلیسی و امنیتی و دستگیری برخی فعالان بازار و سپس افزایش مقطعی نرخ سود بانکی در اواخر سال گذشته توانست مدتی آرامشی مصنوعی را به بازار ارز منتقل کند اما عوامل سیاسی، اقتصادی و ساختاری که موجب افزایش تقاضا و کاهش عرضه ارزهای خارجی گشته اند همچنان به قوت خود باقی هستند و به نظر تصمیمات مهم سیاسی داخلی و بین المللی که در آینده نزدیک اتفاق خواهد افتاد تعیین کننده اصلی وضعیت بازار ارز در روزهای آتی خواهد بود و دولت و بانک مرکزی نخواهند توانست نقش پررنگی در این حوزه داشته باشند، همچنانکه سخنگوی دولت امروز در آخرین اظهار نظر خود ناتوانی دولت در کنترل بازار را تاییدکرد.

ریشه های تنش در بازار ارز ایران چیست؟/ فریدون خاوند، تحلیلگر اقتصادی

بازار ارز چه در مقیاس جهانی و چه در سطوح ملی عمدتا زیر تاثیر متغیر های اقتصادی است. با این همه در بررسی نوسان های آن، نقش متغیر های غیر اقتصادی از جمله عوامل روانی و ژئوپولیتیک را نباید دستکم گرفت. تنش های چند ماه گذشته در بازار ارز ایران، که طی چند هفته اخیر شدت گرفته و نرخ دلار آزاد را تا محدوده شش هزار تومان پیش برده، تنها با تکیه بر فعل و انفعالات اقتصادی قابل توضیح نیست :

یک) از دیدگاه صرفا اقتصادی، تنش های ارزی چهار دهه گذشته ایران از جمله آنچه امروز می بینیم، از متغیر هایی چون نرخ تورم، بازرگانی بین المللی (به ویژه بهای نفت)، نرخ سود بانکی و غیره منشا گرفته اند. اقتصاد دانان لیبرال در ایران بیش از همه بر نرخ تورم داخلی و تفاوت آن با نرخ تورم جهانی تاکید میکنند. بر پایه آمار رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی، نرخ تورم ایران در حال حاضر زیر ده در صد و میانگین آن در چهار سال گذشته بالای پانزده در صد بوده است.

این سطح از تورم در ایران هنوز بسیار بالا است، چه در رابطه با میانگین نرخ تورم در جهان، چه در مقایسه با همان شاخص در منطقه دلار و یا، آنچه دقیق تر به نظر میرسد، نسبت به شاخص قیمت ها در مهم ترین شرکای بازرگانی ایران به جز ترکیه (چین، امارات، هندوستان، کره جنوبی…). به بیان دیگر بر پایه تفاضل میان نرخ تورم در ایران و مناطقی که بر شمرده شد، ارزش پول ملی ایران می بایست به تدریج با شیب ملایم کاهش می یافت. ولی دولت ها، از جمله دولت حسن روحانی، با تزریق دلار در بازار، و با هدف جلوگیری از افزایش تورم، راه را بر این انطباق تدریجی می بندند و به صورت مصنوعی جلوی افزایش نرخ دلار را میگیرند. در این شرایط، به محض داغ شدن شرایط در اوضاع داخلی و بین المللی کشور، فنر ارز رها میشود و ارزش آن به جایی میرسد که باید میرسید. این وضعیتی است که بارها اتفاق افتاده و این بار هم، طبعا در ایجاد تنش ارزی نقش داشته است.

دو) برای توضیح تنش های جاری در بازار ارز ایران، متغیر های اقتصادی به ویژه نرخ تورم کافی به نظر نمی رسند. اعتراض های گسترده دیماه گذشته و نیز اوجگیری تنش در فضای بین المللی کشور، در اوجگیری نرخ ارز بسیار موثر افتاده اند. بر پایه ارزیابی های گوناگون، یکی از عوامل اصلی افزایش تقاضا در بازار ارز ایران، گسترش شدید فرار سرمایه از کشور طی چند ماه گذشته است. طغیان دیماه ۹۶، شدت گرفتن تنش میان جناح های گوناگون سیاسی جمهوری اسلامی، از نفس افتادن دولت حسن روحانی و نبود چشم انداز برای کشور به جو اعتماد در کشور ضربه های جدی وارد آورده است.

در فضای منطقه ای، اوجگیری کشمکش میان ایران با ریاض و متحدان آن، فرو ریزی اعتماد را بیشتر کرده است. از همه مهم تر، سرنوشت "برجام" و امکان خروج ایالات متحده از این موافقتنامه و بازگشت تحریم ها، فضای روانی بسیار نامساعدی را برای اقتصاد کشور به وجود آورده، به ویژه از آنرو که اراده اتحادیه اروپا برای حفظ "برجام" نیز چندان استوار به نظر نمیرسد. بازار ارز ایران طبعا از این فضای بی اعتمادی به شدت تاثیر می پذیرد.

سه) در این میان سیاست ارزی دولت حسن روحانی نیز در هاله ای از ابهام است و از بانک مرکزی جمهوری اسلامی نیز پیام روشنی به گوش نمی رسد. از آغاز بر آمدن توفان ارزی جدید، هم رییس دولت و هم سکاندار بانک مرکزی بار ها بر اراده خود به تثبیت بازار ارز تاکید کرده و حتی اطمینان داده اند که نرخ ارز را به وضعیت پیشین بازمیگردانند. در عوض مسعود نیلی مشاور ویژه رییس جمهوری در امور اقتصادی بالا رفتن نرخ ارز را رویدادی مثبت برای اقتصاد کشور ارزیابی میکند و آن را عاملی برای پیشبرد صادرات غیر نفتی و کاهش واردات و حفظ تولید ملی میداند. این سر در گمی، طبعا به تنش در بازار ارز تهران دامن میزند.

"نوسان" در نرخ‌ دلار دیگر توضیح مناسبی برای شرایط حاکم بر بازار ارز ایران در فروردین ۱۳۹۷ نیست و می‌توان گفت همانند سال‌ها ۱۳۹۱ بازار را "تلاطم" فرا گرفته است.

حالا دوباره جامعه ایران روز کاری خود را با این پرسش آغاز می‌کند که نرخ ارز چرا ناگهان بالا رفته، و تا چقدر بالاتر خواهد؟

پاسخ به این پرسش‌ در یک عبارت قابل خلاصه‌سازی‌ است. نرخ‌ها در بازار ارز، مانند هر بازار دیگری تابعی‌ است از عرضه و تقاضا است. در مقطع کنونی، هم تقاضای برای خرید ارز بالا رفته و هم از عرضه آن کاسته شده و نتیجه این دو اتفاق، جهش نرخ‌ است. تا زمانی که این عدم تعادل بین عرضه و تقاضا حاکم باشد، بازار ارز متلاطم و غیرآرام خواهد ماند. حال باید دید چرا تقاضا بالا و عرضه پایین آمده است و تا کی این روند می‌تواند پیدا کند.

چه کسانی خریدارند؟
افزایش تقاضای ارز طی هفته‌های اخیر، مشابه تقاضایی‌ است که از زمستان گذشته وارد بازار شده و در چند سطح مختلف قابل مشاهده است.

بخشی از تقاضا را در صف‌های بلندی می‌توان دید که در مقابل صرافی‌های خیابان فردوسی تهران تشکیل شده است. شهروندانی که نمی خواهند دارایی‌ خود را به صورت ریال نگه دارند و می‌خواهند با تبدیل سرمایه خود به دلار و سایر ارزها، ارزش داشته‌ شان را حفظ و با رشد نرخ دلار، سود کنند. بهره‌مندی از بازدهی بالای ارز که به‌طور لحظه‌ای افزایش می‌یابد، صف بلند خرید ارز را توجیه می‌کند.

بخش دیگری از تقاضا را معامله‌گران حرفه‌ای تشکیل می‌دهند. افرادی که مهارت بالایی در سفته بازی دارند و دارای ریسک‌پذیری و تجربه قابل‌توجهی در گرفتن ماهی از آب گل‌آلود دارند. این دسته باور دارند که الان وقت خرید است و به صف تقاضا اضافه کرده‌اند.

بخش دیگری از تقاضا به موسسات بزرگ اقتصادی برمی‌گردد. براساس گزارش‌های تایید‌ نشده تعدادی از شرکت‌های وابسته به بنیادها و نهادهای عمومی غیردولتی، در حال جابه‌جایی ارقام کلان در بازار ارز هستند. این شرکت‌ها که به منابع نقدی ریالی قابل‌توجهی دسترسی دارند، یا به انگیزه کسب سود و یا با هدف ایجاد التهاب در بازار، در حال خرید ارز در مقیاس بالا هستند. این نهادها به بخش‌هایی از حاکمیت تعلق دارند که منتقد دولت حسن روحانی محسوب می‌شوند و می‌دانند که محبوبیت و مقبولیت کابینه او به ثبات یا تطلاطم بازار ارز گره خورده است.

حسن روحانی اعتبار دولت خود را به حوزه پولی و ارزی گره زده است. تورم بالا در دوره محمود احمدی‌نژاد، حوزه پولی، و تلاطم‌های نرخ دلار در اوایل دهه نود خورشیدی، حوزه ارزی را به نقطه ضعف دولت او تبدیل کرد به این دلیل که رشد نرخ دلار و افزایش نرخ تورم، از ملموس‌ترین شاخص‌ها در زندگی روزمره شهرندان است.

روحانی در دولت اول خود هم بر رشد فزاینده تورن مهار زد و هم آرامش را به بازار ارز حاکم کرد و به این ترتیب اعتبار خود را در بین شهروندان بالا برد. روشن است که شکست در ادامه این وضع به معنی شکست سیاسی برای دولت روحانی خواهد بود. به‌ویژه اگر مواضع مقام‌های ارشد دولت در واکنش به تظاهرات سراسری دی ماه گذشته را به یاد بیاوریم، که مدعی شدند، نزدیکان امام‌جمعه مشهد با سازماندهی مالباختگان موسسات مالی بی‌مجوز، جرقه اعتراضات را زده‌اند، فعالیت مخالفان دولت در بازار ارز به منظور ایجاد التهاب در این بازار بیشتر قابل‌ درک می‌شود.

کم‌یابی فروشندگان
برخلاف رشد قابل‌توجه تقاضا برای خرید ارز، عرضه در این بازار روند کاهشی دارد. به عبارت ساده کمتر کسی فروشنده است. گزارش‌های میدانی حاکی از خودداری صرافان از فروش ارز است. همچین با ورود نیروهای امنیتی و انتظامی به چهارراه استانبول و خیابان‌های اطراف، فضای پلیسی در بازار به‌وجود آورده به‌طوری‌که خرید و فروش دلار را از حالت معمول خارج کرده است.

براساس گزارش‌های میدانی، فروشندگان حرفه‌ای از جابه‌جایی فیزیکی دلار خوداری می‌کنند و بسیاری در حال معاملات تلفنی هستند. حتی صرافی‌ها قیمت‌ها را بر روی تابلوهای خود به‌موقع به روز نمی‌کنند که پیام آن عدم تمایل آنها به فروش ارز است. از سوی دیگر عنوان شده که دولت ارز کافی در اختیار صرافی‌ها قرار نداده است و همین موضوع صرافان را در فروش دلار محدود و محتاط کرده است.

رشد قیمت ارز تعجب آور نیست/ علیرضا صلواتی، تحلیلگر اقتصادی

رشد قیمت ارز تعجب آور نیست، اما نکته‌ تعجب آور پوست خربزه‌ای بود که زیر پای حسن روحانی گذاشتند و او مدعی شد که ارز گران نخواهد شد. چرا این رشد قیمت جای تعجب ندارد؟ جوابش یک منطق ساده‌ ریاضی و اقتصادی دارد. اگر تورم تجمیعی را از ابتدای بر سرکار آمدن آقای روحانی تا به امروز لحاظ کنیم در خوشبینانه‌ترین حالت حداقل صددرصد بوده، با این حساب با توجه قیمت دلار حدود ۳۰۰۰ تومن، قیمت حدود ۶۰۰۰ تومن قیمتی منطقی است.

اما ریشه های نگرانی درباره اقتصاد ایران نه افزایش ارز که در جاهای دیگر است. اینکه برای مقابله‌ با قوانین شکست ناپذیر علم اقتصاد، تزریق حواله‌های ارزی از طرق مختلف انجام شود که نه تنها هیچ سودی برای اقتصاد متلاطم ایران ندارد بلکه منتهی به سودهای نجومی برای سفته‌بازان و رانت‌خواران می شود.

از سوی دیگر باید دقت داشت موضوع ارز در بازار از منطق پیشبینی‌ پیروی میکند، به ترتیبی که وقتی پیش‌بینی میکنید دلار گران خواهد شد، مردم به بازارهجوم آورده و با خرید گسترده‌ ارز خودب خود این پیش‌بینی محقق میشود.

بدین‌ترتیب علاوه براینکه نباید اوضاع آشفته‌ بانک‌ها، صندوق‌های تامین‌اجتماعی و بازنشستگی را از چشم دور داشت باید امید داشت دولت بجای تبعیت از سیاست‌های پوپولیستی با به رسمیت شناختن قوانین اقتصاد و قبول واقعیت به توصیه‌های مشاورین مطلع و امینش در دانشگاه ها اهمیت بیشتری بدهد.

منبع: بی‌بی‌سی

تاریخ چاپ : 20-01-1397

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + نه =

بستن